سيد جلال الدين آشتيانى

648

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بايد توجّه داشت كه عين ثابت حضرت ختمى و ائمهء خاتمان ولايت كليهء او مظهر اسم « اللّه » ذاتىاند نه « اللّه » صفتى و اسمى . عين ثابت حقيقت محمديه « ص » در عالم اسماء و اعيان متجلى در صور اسماء و اعيان است ، و عالم به معناى ما سوى اللّه صور و مظاهر اسماء حقست ، كه مبدا تجليات اسماء حقيقت كليهء انسان كامل ختمى محمدى « ص » است ؛ چون اسماء و اعيان ، تجليات و ظهورات و اجزاء و ابعاض اين حقيقت كليه‌اند . « فالحقيقة المحمدية « ص » ، هي التى تجلت في صورة العالم و هي باطن العالم و العالم ظهورها » . بنا بر آنچه كه ذكر شد ، حقيقت محمديه در مقام تعين ثانى ، متجلى در جميع ماهيات است . اين حقيقت ، چون مظهر تام حق است ، بحسب نفس ذات تعين ندارد . اول تعين او ظهور به صورت عقل اول است ، بعد از تجلى در عقل ، ظهور در جميع مراتب وجودى از عقول طوليه و عرضيه و مراتب برزخى تا آخر تنزلات وجود متجلى است . بنا بر اين ، جميع حقايق از جزئيات روح اعظم انسانى است . نظر به اينكه حقيقت كليه انسانيه ، متجلى در جميع حقايق است و حقايق از لوازم و فروع و شعب وجود انسانى است ، گفته شده است : انسان عالم كبير ، و جميع عوالم وجودى نسبت به انسان عالم صغير است . و به همين جهت ، خليفهء حق در مراتب وجودى است . حقيقت محمديه منشأ تجلى اعيان ثابته ، و ظهور ماهيات امكانيه در حضرت واحديت و تحقق خارجى حقايق در موطن خارج است . * * * مصنف علامه « قده » ، انسان را مظهر اسم اعظم و اسم « الله » مىداند و اول تعين و مفاض از حق را اين اسم مىداند ، و مقام خلافت انسان كامل را باعتبار مظهريت نسبت بجميع اسماء يعنى اسم اعظم مىداند ، و مقام خلافت انسان كامل را باعتبار مظهريت نسبت بجميع اسماء يعنى اسم اعظم مىداند ، و جماعت كثيرى از اهل عرفان با او در اين مطلب توافق دارند . در اين شكى نيست كه اول حقيقت مستفاض و مفاض از حضرت فيض اقدس مقام اسم اعظم است باعتبار مقام تعين آن باستجماع جميع اسماء و صفات و ظهور آن در جميع مظاهر و آيات ، تعين اول مفاض از مقام لا تعين ، جامع جميع تعينات است . هيچيك از اسماء ، بمقام